21 01 2026 7682682 شناسه:
image
یادداشتی از استاد مرتضی جوادی آملی در روزنامه ایران:

یادداشتی با موضوع کتاب تمام نهج البلاغه؛ اهتمام ویژه و اقدام سترگ

استاد مرتضی جوادی آملی در یادداشتی با موضوع کتاب تمام نهج البلاغه که در روزنامه ایران به تاریخ 30 دی ماه 1404 چاپ گردید، بیان داشت:  بزرگ‌ترین امتیاز کتاب «تمام نهج‌البلاغه» این است که مراسیل و مرسلات سید رضی(ره) در باب سخنان و کلمات حضرت امیر(ع) به مسانید و صاحب سند بدل شده و از ارسال...


​​​​​​​استاد مرتضی جوادی آملی در یادداشتی با موضوع کتاب تمام نهج البلاغه که در روزنامه ایران به تاریخ 30 دی ماه 1404 چاپ گردید، بیان داشت:  بزرگ‌ترین امتیاز کتاب «تمام نهج‌البلاغه» این است که مراسیل و مرسلات سید رضی(ره) در باب سخنان و کلمات حضرت امیر(ع) به مسانید و صاحب سند بدل شده و از ارسال و مسند نبودن به در آمده و این اقدام در ریشه‌کن کردن همه شبهات و مشکلات درباره کتاب «نهج‌البلاغه» تأثیر بسزایی داشته و باور به این کتاب را برای همگان قطعی و غیرقابل تردید کرده است.

ایشان اظهار داشت:  تفاوت اصلی «نهج‌البلاغه» و کتاب «تمام نهج‌البلاغه» در این است که «نهج‌البلاغه» سید رضی(ره) در اوج دوران خفقان و مهدوم ساختن نام و یاد علی بن ابی‌طالب(ع) بوده و احدی اجازه نداشت تا به صورت فاش و علن از امیرالمؤمنین علی(ع) سخن بگوید و تاریخ ادوار سه‌گانه حیات او را آشکار سازد، اما کتاب «تمام نهج‌البلاغه» در شرایطی ‌تدوین شد که هیچ مانعی در مقام معرفی شخصیت حضرت نبوده و آزادانه و بدون وحشت و هراس همه ابعاد زندگی حضرت خصوصاً دوران غصب خلافت و هتک حریم خاندان رسالت را می‌توان به نگارش درآورد.
​​​​​​​

متن کامل یادداشت ایشان که با عنوان اهتمام ویژه و اقدام سترگ چاپ شده است را از نظر می گذرانیم:


اهتمام ویژه و اقدام سترگ

نام آشنای علی(ع) بعد از نام جهانی محمد(ص) در سراسر جهان اسلام شناخته و شهرت و آوازه آن حضرت در گوش و جان آحاد جامعه اسلامی از صدر اسلام تا همیشه تاریخ طنین‌انداز است، او که با آغازین صحنه‌های وحی همساز و با رسول خدا(ص) در اولین تجلیات وحی حضور داشت «إِنَّک تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ، وَتَرَی مَا أَرَی»1، و در حساس‌ترین فرازهای تاریخ اسلام نقش‌آفرین و حماسه‌ساز بود، با آن حضرت که برادر وصی و وزیر او تا هنگام رحلت و کوچ حضرت رسول اکرم(ص) همراه و همگام بود، با داشتن سهم و نقش بی‌بدیل، جایگاه بلندمرتبه‌ای داشت که همواره رسول مکرم(ص) در تمام صحنه‌ها موفقیت اسلام و مسلمین را در گرو همراهی و پیشگامی او اظهار و اعلام می‌داشت. در این نوشتار کوتاه بنا نیست تا شخصیت ممتاز و بی‌مانند علی بن‌ابی‌طالب امیرمؤمنان(ع) به رشته تحریر درآید، بلکه سخن در باب کتابی است که به نام او به نگارش درآمده و بیانات، خطب، نوشته‌ها و مکاتبات و نیز سخنان کوتاه و حکیمانه او به قلم نشانده و تقریر شده و به نام «نهج‌البلاغه» شهرت یافته است.


 بدون تردید این مجموعه به صورت کتاب مدون و یکپارچه از آن حضرت تحریر نشده، بلکه در مقاطع مختلف و به مناسبت‌های گوناگون گفته‌ها و نوشته‌ها جمع‌آوری شده و توسط یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان و عالمان علوم وحیانی به نام سید رضی(ره) (406-359 ق) در مدت هجده سال (400-382 ق) مدون شد.


این مجموعه به نام «نهج‌البلاغه» در سه قسم طبقه‌بندی شده: دسته اول، خطبه‌ها و سخنان حضرت علی(ع) که جمعاً ۲۴۱ مورد است. دسته دوم، نامه‌ها و نگارش‌یافته‌های آن حضرت که شامل ۶۳ نامه و 12 وصیت و سفارش و 2 فرمان و یک دعا و یک عهدنامه که مجموعاً ۷۹ مورد است و دسته سوم، نصایح، مواضع و کلمات حکیمانه‌ای است که جمع آنان 480 مورد است.


 ذکاوت، تیزبینی و بصیرت این عالم فرزانه در گردآوری و تدوین این کتاب، فوق‌العاده و بی‌مانند است. او اولاً نام این کتاب را به گونه‌ای انتخاب کرد که برای هیچ شخصی و هیچ جریان حاکمیتی در دوران سخت و شکننده تشیع حساسیت‌برانگیز نباشد. این کتاب از شخصیتی سخن می‌گوید و کلام شخصی را می‌نگارد که بعد از رسول‌الله(ص) از سوی پروردگار عالم، خلیفه و جانشین آن حضرت معرفی شده و در غدیرخم به امیری و فرماندهی جهان اسلام منصوب و با تأسف شدید بعد از رحلت پیامبر(ص) مقام، موقعیت و منصب او غصب شده و عداوت‌ها و دشمنی‌های امویان، مروانیان و عباسیان همه و همه با نام و شخصیت اوست. این عالم ربانی یعنی سید رضی(ره) با انتخاب نام «نهج‌البلاغه»، این کتاب را در قالب یک کتاب ادبی و علمی معرفی کرده و همگان را با پوشش بلاغت و ادب با شخصیت حضرت مولا آشنا و عظمت، حقانیت و جایگاه وجودی او را به همگان معرفی کرد و این فطانت بی‌نظیر که با پوشش علم و ادب توانست در جهان اسلام این شخصیت بی‌بدیل را به صحنه درآورد و با وجود همه دشمنی‌ها و فراموش‌شدن‌ها از محجوبیت و مظلومیت به در آورده و سوابق درخشان و تابناک او را در همه ابعاد حیات اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی، معنوی و نظایر آن هویدا و آشکار سازد. چه عنوانی می‌توانست به این زیبایی همه شخصیت‌ها و عالمان و فرزانگان را به دنبال خود درآورد و اغیار و بیگانگان را نیز از آن منصرف کند؟


ثانیاً در این کتاب سعی شده به موارد اختلاف و جریان تشیع به صورت خاص دامن زده نشود و آنچه در جهت غصب خلافت و ۲۵ سال خانه‌نشینی و نظایر آن بوده تصریحی نداشته و صرفاً به عنوان یک شخصیت 
علمی - ادبی و صاحب یک هویت استثنایی و مستقل و ممتاز از همه انسان‌ها با چنین دیدگاه بلند و رفیعی شناسانده شود. ثالثاً به شئون و اتواری که در دوران رسالت از آغاز تا انجام صورت پذیرفته و آیات الهی در شأن او و کلمات پیامبر(ص) در مقام او بیان نشود تا بوی مخالفت به مشام رسیده و حاکمان غاصب را نسبت به این کتاب و پیروان علی بن ابی‌طالب(ع) بشوراند و لذا در طول تاریخ به رغم دشمنی‌هایی که با آن حضرت وجود داشت این کتاب از صفحه تاریخ حذف و محدود نشد، گرچه پاره‌ای از علمای مخالف، با تشکیکات و تردیداتی که ایجاد کردند سعی داشتند در دو جهت این دشمنی را نشان دهند: جهت اول، تردید در انتساب این کلمات به امیرمؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) و جهت دوم، اینکه این کلمات و سخنان از خود سید رضی(ره) یا برادر او سید مرتضی و امثال او از دانشمندان شیعه است.  البته در همان اعصار و قرون که این گونه شبهات القا می‌شد، علما و دانشمندان شیعه در مقابل، پاسخ‌های قاطع و مطالب استواری را می‌نگاشتند که همه اینها در تاریخ ثبت و ضبط است.


 این کتاب عمدتاً به دوران سوم حیات شریف علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) مرتبط است. اگر مدت زندگانی حضرت را به سه دوره تقسیم کنیم، دوره اول، زمان همراهی و مصاحبت آن حضرت با رسول اکرم(ص) تا هنگام رحلت و وفات رسول‌الله(ص) که تمامی ۲۳ سال رسالت است. دوره دوم، دوران غصب خلافت و شهادت همسر گرامی آن حضرت یعنی فاطمه زهرا(س) دختر رحمت للعالمین و زمان خانه‌نشینی و فعالیت کشاورزی و باغداری که ۲۵ سال به درازا کشید و دوره سوم، دوران خلافت که حدوداً ۵ سال بیشتر نبوده که در پایان این دوره حضرت به شهادت رسیدند. این کتاب عمدتاً مرتبط به این دوره سوم است و برچین و منتخبی از گفتار، نامه‌ها و کلمات قصار آن حضرت است که در مدت حکومت حدود ۵ ساله آن حضرت وجود داشته است، البته با تأکید بر این نکته که اولاً، سعی داشت جهت بلاغت و ادبی و علمی آن حضرت را آشکار سازد و ثانیاً، نسبت به جریان تشیع و پیروان آن حضرت و دشمنی‌ها و عداوت‌هایی که راجع به آن حضرت و ظلم‌ها و ستم‌های جاری بر آن حضرت و خاندان عترت طاهره و پیروان آن هیچ تعرضی نداشته و فارغ از هرگونه فرقه‌گرایی صرفاً با رویکرد علمی و ادبی سخنان آن حضرت مطرح شود. باید همین‌جا بر جناب سید رضی(ره) که رضوان خدا بر او باد، درود و سلام الهی همه انبیا، ملائک و مؤمنان را نثار کرد که با این درایت ویژه، نام مظلوم علی(ع) را بار دیگر به صحنه آورد و جهانیان را با آن حضرت آشنا کرد و از این جهت این کتاب از آن تاریخ تاکنون به عنوان اَخ القرآن یا کلامی فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق و نظایر آن معرفی شد.


 اکنون بعد از هزار سال اما و اگرها و ایجاد شبهه‌ها و تشکیکات و تردیدات و نیز دفاعیه‌ها و پاسخ‌ها، اهتمام ویژه و اقدامی سترگ توسط محقق گرامی و فاضل ارجمند از بیت فقاهت و مرجعیت، تجربه‌دیده در میادین بین‌المللی و محشور در نزد بزرگان و مراجع نجف و تربیت‌شده خاص در محضر مبارک امام خمینی(ره) به نام حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید صادق موسوی انجام شده که به نوبه خود بی‌نظیر است. آنچه آرزوی بسیاری از بزرگان بوده و در تعریفات و تقریظات اول کتاب «تمام نهج‌البلاغه» اظهار شده و به عنوان یک آرمان برای همه صاحبان فکر و اندیشه بوده، به عرصه وقوع و تحقق در آمد و جهانی از معرفت و علم در عمده زمینه‌های انسانی از جهان‌بینی، هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و شئونات و موقعیت‌های مختلف انسانی از فرهنگ، معنویت، تمدن و مدنیت، تاریخ، سیاست، تربیت و اخلاق و نظایر آن در قالب‌های مختلف خطبه‌ها و سخنرانی‌ها یا نامه‌ها و کتابت‌ها یا مواعظ و نصایح اعم از کتبی و شفاهی به تدوین علمی و تحقیقی رسیده که با دفع و رفع همه شبهات و تردیدها و تشکیکات، منبعی اصیل، وحیانی و زلال را به صفحه معرفت درآورده و در برهوت جهالت و وادی گمراهی و ضلالت و قحطی و خشکسالی معرفت ابر پربارانی شد که همواره ریزان و تشنگان علم و معرفت و معنویت را در همه زمینه‌ها سیراب کرده و نجات بخشیده است.


حیات جاودان علی بن ابی‌طالب(ع) که خود را آیت نبوت و میزان رسالت معرفی می‌کند (أنا آیة النبوة و میزان الرساله)2  سراسر مشحون از شگفتی و اعجاب است که در همه جوانب حیات زندگی سرآمد و طلایه‌دار بوده و با روشنگری میادین معرفت، سیاهچال ضلالت و دره سقوط و انحطاط را در جلوه دیدگان بشریت نهاده و نشان داده است. آن حضرت که در بحرانی‌ترین زمان سیاست اسلامی، پرچم حکومت اسلامی را با اضطرار به دست گرفت در شرایطی زمام حکومت اسلامی و نظام خلافت را بر عهده گرفت که به تعبیر خود آن مقام (فَإِنَّ هَذَا‌الدین قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الاَشْرَارِ، یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوَى، وَتُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا)3 این دین در دست حکام و خلفا به اسارت گرفته شده، اشرار هر کاری که خواستند با این دین انجام داده و هوا و هوس‌پرستی در آن روا داشته‌اند.


 با سقوط و به قتل رسیدن عثمان، خلیفه سوم و به غارت سپردن اموال بیت‌المال و تفرق فرقه‌ها و بستن دهن‌ها و شکستن قلم‌ها و به بار آوردن بدعت‌ها و دور کردن جامعه از سنت و سیرت رسول‌الله(ص) و مسدود ساختن باب عقل و سد کردن باب حدیث، مسیری پرخطر برای دین و جامعه ایجاد کردند و این در حالی بود که اگر بعد از غدیر و در رحلت پیامبر(ص) اگر امر دین و نظام جامعه به دست خلافت به‌حق می‌افتاد و علی بن ابی‌طالب طبق نص قرآن و کلمات صریح پیامبر، ولی مؤمنین و وصی رسول‌الله معرفی شده بود، نه مردم حدیث‌العهد به دین (تازه مسلمان‌شده) عقب رانده می‌شدند و نه دین از جایگاه اصلی‌اش خارج می‌شد که این هر دو مهم، از امهات مسائل امامت آن حضرت بود. از سوی دیگر منطقه شامات از جایگاه خلافت دومی و سومی به دست انسان پلیدی از خاندان بنی‌امیه به نام معاویه سپرده شده بود که کاملاً خودمختار و با رویکرد معاندانه با جریان رسالت و ولایت اداره می‌شد. از این نظر امام علی(ع) در این مدت کوتاه ۵ ساله با جریان‌های باطلی روبه‌رو بود که تمام این دوره را حضرت در جنگ گذراند. در کتاب «تمام نهج‌البلاغه» این دوره ۵ ساله به زبان خود حضرت نگارش یافت و آنچه به عنوان اتفاقات و وقایع این مدت بود که در جنگ با عهدشکنان گذشت؛ ناکثین و جاهلان و دنیاطلبان از یک طرف، از طرف دیگر جنگ با ظالمان و قاسطین و جریان خبیث که توسط یکی از آلوده‌ترین انسان‌های تاریخ یعنی معاویه و همفکرانش هدایت می‌شد. از سوی سوم، نبرد و پیکار با جاهلان و متحجرانی که خود را پیشگام امر دین دانسته و با پیشانی و زانوهای وصله‌زده از عبادت اما کج فهم، مارقین لقب گرفتند.


جناب سید رضی(ره) از بین همه این حوادث و اتفاقات سعی داشت این جنبه‌های سیاسی و اجتماعی را نادیده گرفته و روایتگری نداشته بلکه از بین آتش و خون به دنبال قطعه‌های ادبی و علمی بوده و با ظرافت و دقت تمام به‌گونه‌ای این جهت را انتخاب کرده که نمایانگر جریان حکومت و خلافت حضرت نبوده و نگرش تاریخی بر آن نداشته باشد. اما کتاب «تمام نهج‌البلاغه» بدون داوری و قضاوت آنچه را از زبان و قلم خود آن حضرت در باب این دوره خلافت گذشت، روایت کرده بلکه نقل روایتی را داشته باشد که خود مولا(ع) بیان کرده است. از این رهگذر آنچه در کتاب «تمام نهج‌البلاغه» آمده، سرگذشت انسانی است که صاحب مقام ولایت و امامت است و آنچه را برای جهان اسلام و امت آن سزاوار می‌داند از علم و معرفت - فرهنگ و دین ـ اخلاق و تربیت - جنگ و صلح - مقاومت و ایثار - عبادت و ارادت و نظایر آن به زیباترین بیان و شیواترین کلام که اقتضای ذاتی آن حضرت است که خود را به عنوان امیر بیان معرفی کرده، درآید (إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْکلَامِ وَ فِینَا تَنَشَّبَتْ).4


حضرت امیر(ع) در این کتاب، راه و رسم زندگی مؤمنانه را بر اساس آموزه‌های وحیانی تعلیم می‌دهد و به زوایای حیات بشری و گوشه‌های زندگی انسان نظر افکنده و تمامی نقاط ابهام و تاریک و زندگی آدمی را به رخ کشیده و راهنمایی می‌کند. او با نصایح و مواعظ حکیمانه و فوق درایت بشری خود مسیری را گشود که پیش‌تر از آن از ناطقه وحیانی قرآن کریم و کلام حضرت نبوی(ص) بیان شده بود. زندگی حضرت در این دوره ۵ ساله تفسیر عملی و تبیین عینی کلام خدا و سیره رسول‌الله(ص) بوده است و از این منظر قرآن و سنت پیامبر اکرم(ص) بدون کتاب «تمام نهج‌البلاغه» معنای حقیقت را نیافته و جامعه از فهم درست آن محجوب و در حجاب واقع می‌شود. لذا اگرچه قالب‌های کلام این کتاب متفاوت است که گاهی به صورت خطبه، گاهی به صورت نامه و نظایر آن ارائه شده اما این قالب‌ها و اَشکال نباید جامعه را از متن و محتوا دور بدارد، بلکه تمام آنچه در این کتاب است بایستی به مثابه شرح و تفسیر حقیقت وحی و سنت پیامبر(ص) دانسته و بر اساس آن زندگی بشر را سامان داد، اما آنچه در فهارس این کتاب آمده روشنگر مسیر فکری است که در حیات همه‌جانبه حضرت علی(ع) آشکار شده است.


 بزرگ‌ترین امتیاز کتاب «تمام نهج‌البلاغه» این است که مراسیل و مرسلات سید رضی(ره) در باب سخنان و کلمات حضرت امیر(ع) به مسانید و صاحب سند بدل شده و از ارسال و مسند نبودن به در آمده و این اقدام در ریشه‌کن کردن همه شبهات و مشکلات درباره کتاب «نهج‌البلاغه» تأثیر بسزایی داشته و باور به این کتاب را برای همگان قطعی و غیرقابل تردید کرده است.


 تفاوت اصلی «نهج‌البلاغه» و کتاب «تمام نهج‌البلاغه» در این است که «نهج‌البلاغه» سید رضی(ره) در اوج دوران خفقان و مهدوم ساختن نام و یاد علی بن ابی‌طالب(ع) بوده و احدی اجازه نداشت تا به صورت فاش و علن از امیرالمؤمنین علی(ع) سخن بگوید و تاریخ ادوار سه‌گانه حیات او را آشکار سازد، اما کتاب «تمام نهج‌البلاغه» در شرایطی ‌تدوین شد که هیچ مانعی در مقام معرفی شخصیت حضرت نبوده و آزادانه و بدون وحشت و هراس همه ابعاد زندگی حضرت خصوصاً دوران غصب خلافت و هتک حریم خاندان رسالت را می‌توان به نگارش درآورد.

 «نهج‌البلاغه» سید رضی(ره) از جهات مختلف در طول تاریخ مورد ارزیابی حدیث‌شناسان قرار گرفته و همواره راجع به اعتبار و سنجش اسناد آن گفت‌وگو شده و آن را می‌توان از چند جهت مورد ارزیابی قرار داد. البته تردیدی در ارسال و مرسل بودن «نهج‌البلاغه» سید رضی(ره) نیست و به حکم مطلق حدیث‌شناسان، احادیث مرسل از درجه اعتبار ساقط است، لیکن همین علما و کارشناسان حدیث راجع به احادیث مرسل نظرات قابل اعتنایی دارند که می‌تواند اعتبار «نهج‌البلاغه» سید رضی(ره) علی‌رغم مرسل بودن را تأمین و تضمین کند.
الف) همخوانی و همسویی آن با قرآن: بر اساس فرموده رسول اعظم(ص) هر امر حقی حقیقتی دارد و هر امر صواب و درستی مشتمل نوری است، اگر حدیثی موافق و مطابق با کتاب و قرآن کریم بود و در حال عرض حدیث به قرآن مخالفتی احساس نشد می‌توان آن را معتبر دانست و بدان اعتنا کرد. «قال(ص): ان علی کل حق حقیقه و علی کل صواب نوراً فما وافق کتاب لله فخذوه و ما خالف کتاب‌الله فدعوه»5 البته احادیث و روایات فراوانی به همین مضمون در مجامع و منابع روایی سنی و شیعه وجود دارد که این معیار را صحیح دانسته و ملاک حجت قرار دادن آن را پذیرفته‌اند. این مضمون با تأیید و تأکید پیامبر اکرم(ص) نسبت به علی بن ابی‌طالب(ع) بیشتر مورد اعتبار و ارزش بیانات حضرت علوی در کتاب «نهج‌البلاغه» می‌شود. حضرت(ص) خطاب به علی بن ابی‌طالب(ع) فرمود: «إِنَّک تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ، وَتَرَی مَا أَرَی»6


ب) شیوه دیگری که می‌تواند به احادیث مرسل خصوصاً مرسل بودن «نهج‌البلاغه» سید رضی(ره) بها و اعتبار احادیث مسند را عطا کند همسویی و همراهی با دیگر احادیثی است که از سایر ائمه مستنداً وارد و پذیرش شده است. با توجه به اینکه اولاً آنچه ائمه نسبتاً از خود باقی نهادند اعم از قول و فعل و تقریر از نظر علما و شیعه حجت و معتبر بوده و برابری می‌کند با قول و فعل و تقریر رسول‌الله(ص) و نیز اینکه پیامبر اکرم(ص) فرزندان معصوم خود را امین وحی معرفی کرده، علمش را به آنها سپرده و طبق سخن صاحب جواهر(ره) مجموعه چهارده معصوم به مثابه یک نفر هستند، از این رو اگر «نهج‌البلاغه» سید رضی(ص) به ادعای خود سید رضی(ره) کلام حضرت مولاست با دیگر احادیث سنجیده و مطابقت داده شود، عمده آن با روایات سایر معصومین هماهنگ است، لذا از این جهت نیز مرسله رضی(ره) یعنی «نهج‌البلاغه» اعتبار حدیثی خود را باز می‌یابد.


ج) یکی از شیوه‌های اعتبار داشتن و حجت بودن حدیث، اشتهار عملی و مسندی در نزد اصحاب و عالمان دین است و این شیوه با اعتبار و بزرگی شخصیت کم‌نظیر سید رضی(ره) در بین اعلام، بزرگان و ثقات تراز اول علمای اسلام ضمیمه شود و به دانایی و توانایی و درایت و تدبیر سید رضی(ره) که در اوج دوران حدیث‌شناسی چنین اقدام شجاعانه‌ای را انجام و کلام و خطب و نامه‌ها را مستقیماً و بدون سند به حضرت امیرالمؤمنین(ع) اسناد داده‌اند، خود نشان اعتبار داشتن و در حد مسند بودن آن تلقی می‌شود.


 د) و نهایتاً با توجه به مضامین عالیه و تعابیر راقیه و ادبیات بالغه و کلمات سامیه و نیز هماهنگی جملات، بدون شک این متن دارای شرط علو مضمون بوده و واجد اعتبار از این جهت نیز هست، اما در عین حال تلاش علمی و فنی مسند شدن این مرسل یکی از امور محوله بر عهده علمای دین است و بایستی تلاش کرد این خلأ کاملاً برطرف شود و به نظر می‌رسد فعلاً شایسته‌ترین شخص برای رفع و زدودن این پندار به عهده صاحب کتاب «تمام نهج‌البلاغه» جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سید صادق موسوی است که از درگاه الهی مسألت داریم به ایشان توفیق اتمام این احسان را عطا فرماید تا در مقابل مولایش با وجاهت کامل محشور شود.

اللهم آمین

مرتضی جوادی آملی
  

 پی‌نوشت: 
[1] – نهج‌البلاغه صبحی صالح، خطبه 192
[2]- تمام نهج‌البلاغه
[3] – نهج‌البلاغه
[4] – نهج‌البلاغه خطبه 233
[5] – وسایل‌الشیعه حر عاملی جلد 18 – ابواب صفات قاضی باب 9 جلد 10
[6] – نهج‌البلاغه صبحی صالح، خطبه 192

منبع: روزنامه ایران